X
تبلیغات
رایتل
تاکتیک جعلی انتخاب صالح مقبول رنگ باخت - اصحاب نیوز
عناوین ویژه
تاریخ : پنج‌شنبه 23 خرداد 1392 , چاپ , دیدگاه ها
دکتر سعید جلیلی در صورت کسب بیشترین آراء از سوی قالیباف و جلیلی در انتخابات روز جمعه، رقابت مسیر مشخص خود را خواهد داشت، اما باید این نکته را فراموش نکنند، که با این منطق نه چندان قابل اعتنای احتمال حضور روحانی درمرحله دوم نیز این تنها جلیلی است که می‎تواند رقیبی جدی برای روحانی باشد و الا در صورت دائر بودن امر بر رقابت قالیباف و روحانی، با توجه به تجربه ثبت نام هاشمی در انتخابات، اشتراک سبد آراء این دو کاندیدا ورق را به سود روحانی بر خواهد گرداند. 

فرصت تاریخی پیش روی اصولگرایان

وقتی«نامزد مقبول»همان «نامزد اصلح» می‏شود

گفتمان انتخاب اصلح جواب داد


تحولات چند روز اخیر فضای سیاسی کشور در تحول آرایش نامزدها و تغییر فضای انتخابات تاثیر محسوسی داشته است.

بر اساس آخرین گزارش های میدانی و میانگین نظرسنجی های معتبر منتشر شده تا لحظه انتشار این گزارش، محمد باقر قالیباف که تا پیش از این با ترکیبی از آرای اصولگرایان و اصلاح طلبان در صدر نظرسنجی ها قرار داشت، طی 48 ساعت گذشته با کاهش آرای معناداری مواجه شده است، بگونه ای که پس از مناظرات بخش قابل توجهی از آرای خاکستری و متمایل به اصلاح طلبان از قالیباف کاسته شده و به سبد رای روحانی افزوده شده و در مقابل نیز بخشی از آرای اصولگرایی متمایل به قالیباف به سمت سعید جلیلی متمرکز شده است.

این در حالی است که از طرف دیگر افزایش آراء سعید جلیلی در روزهای گذشته همراه با "کیفی" شدن این آراء وی نسبت به قالیباف بوده است که پیش بینی می شود این روند تا روز انتخابات ادامه داشته باشد.

فارغ از این موضوع، پیشتازی محسوس سعید جلیلی در شهرهای کوچک و بویژه روستاها نیز در نوع خود جالب توجه است،‌ بگونه ای که جلیلی نسبت به رقیب اصلی خود در این مناطق بیش از دو برابر مقبولیت کسب کرده است؛ اهمیت این مساله نیز آنجاست که میزان مشارکت روستاها و شهرهای کوچک معمولا بیش از شهرها و مراکز استانهاست و از این رو به نظر می رسد حضور جلیلی در دور دوم انتخابات قطعی است و قالیباف و روحانی برای رقابت دور دوم با جلیلی باید با یکدیگر رقابت تنگاتنگی داشته باشند.

این در حالی است که اگر به چند هفته قبل و ایام ثبت نام انتخابات باز گردیم به یک شباهت جدی با این روزها خواهیم رسید. محمدباقر قالیباف که از سالیان گذشته ستادهای انتخاباتی خود را هچنان فعال نگهداشته است، در نیمه دوم سال 91 فعالیت‎های تبلیغاتی خود را شدت بیشتری بخشید، این امر به مدد حمایت رسانه ملی از وی و پوشش اقدامات و فعالیت‎هایش سبب شد تا در عرصه‎ای که هیچ کاندیدای جدی برای عرض اندام در  انتخابات اعلام آمادگی نکرده بود، او را به عنوان جدی‎ترین کاندیدای انتخابات 92 در افکار عمومی مطرح کند.

در ساعات پایانی ثبت نام انتخابات و پس از ثبت نام هاشمی رفسنجانی، رحیم مشایی و سعید جلیلی این یکه‎تازی متوقف شد و معادلات سیاسی شکل تازه‎ای بخود گرفت. یکی از اتفاقات مهمی که از ساعات اولیه پس از پایان ثبت نام به صورت عینی مشاهده شد، سیر قابل توجه نزولی آراء قالیباف و ریزش بخش قابل توجهی از این آراء و انتقال آن به سبد رای هاشمی رفسنجانی بود. موضوعی که قالیباف و رسانه‎های حامی وی را به هجمه سنگین علیه هاشمی رفسنجانی برای جبران و یا جلوگیری از این کاهش معانادار آراء کند.

اما واقعیت آن بود که اشتراک بخشی از سبد آراء قالیباف و هاشمی این کاهش آراء را برای قالیباف اجتناب ناپذیر می‎کرد، چرا که مبنای جذب این بدنه مشترک، تاکید قالیباف بر برخی رویکردهایی همچون تکنوکراسی بود که از سوی هاشمی نیز مورد تایید قرار می‎گرفت. با اینحال پس از اعلام نتایج بررسی صلاحیت‎ها و خارج شدن هاشمی رفسنجانی از گردونه انتخابات، آرایش سیاسی تا حدودی به شرایط پیش از ثبت نام کاندیداها بازگشت تا قالیباف نیز فتیله انتقاد از هاشمی را پایین بکشد.

حضور قالیباف و جلیلی در دور دوم جدی‎ترین احتمال این روزهای انتخابات است. در این صورت رقابتی غیر گفتمانی شکل خواهد گرفت که معیارهای متفاوتی می‎تواند در نتیجه آن تاثیرگذار باشد. اما در صورتی که روحانی بتواند با دوپینگ هاشمی و اصلاح طلبان، بخش‎های از جامعه را همراه خود کند و بجای یکی از دو گزینه جلیلی و یا قالیباف به مرحله بعدی انتخابات وارد شود، می‎توان حالات مختلفی را متصور شد.

روند حرکتی آرام روحانی در دو هفته تبلیغات انتخاباتی، در تلاش بوده است تا اجماع احزاب و جریانات قدرت و ثروتی که پیش از این و با حضور هاشمی مجمتع شده بودند را حول محور خود و با حمایت هاشمی کسب کند، تلاشی که نقطه اوج آن مصادره جریان اصلاحات و وادار کردن عارف به انصراف از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری بود.

شاید این اتفاق را بتوان با ثبت نام هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری مشابه دانست، تشابهی که اثر مشابه خود بر میزان رای قالیباف در روزهای گذشته را نیز عیان کرده است تا روند نزولی که پیش از این در جریان ثبت نام هاشمی گربیان‎گیر آراء قالیباف شده بود، این روزها نیز گریبان‎گیر آراء مشترک او حسن روحانی شود.

 در این میان وضعیت سعید جلیلی کاملا متفاوت است. آراء جلیلی از زمان ثبت‎نام، همواره سیر صعودی داشته و تاکنون ریزشی به خود ندیده است، و این سیر صعودی پس از درخشش او مناظره سوم حالت ویژه‎تری به خود گرفته این در حالی است که سبد مشترک آراء او و غلامعلی حداد عادل، موجب شده است تا پس از انصراف حداد از کاندیداتوری، آراء او نیز به سبد رای جلیلی اضافه شود.

اما شاید نکته مهمی که جلیلی را به جدی‎ترین و خطرناکترین رقیب قطب جریانات قدرت و ثروت تبدیل می‎کند، خاستگاه گفتمانی او و منطق حامیان جلیلی است.

اتکاء جلیلی به گفتمان انقلاب اسلامی و مرزبندی دقیق با گفتمان رقیب از یک سو و منطق رای دهندگان به او یعنی منطق انتخاب اصلح سبب شده است که نه تنها جلیلی سبد رای مشترکی با روحانی نداشته باشد بلکه به دلیل برخورداری از آراء اعتقادی و گفتمانی، هرگز دچار ریزش آراء نیز نشود و به خوبی بتواند یک دوگانه گفتمانی – سیاسی را نمایندگی کند.

در صورت کسب بیشترین آراء از سوی قالیباف و جلیلی در انتخابات روز جمعه، رقابت مسیر مشخص خود را خواهد داشت، اما آنها که در ساعات آخر انتخابات، با برجسته کردن خطر رای‎آوری روحانی موضوع انصراف یکی از کاندیداهای اصولگرا را دنبال می‎کنند باید این نکته را فراموش نکنند، که با این منطق نه چندان قابل اعتنا نیز این تنها جلیلی است که می‎تواند رقیبی جدی برای روحانی باشد و الا در صورت دائر بودن امر بر رقابت قالیباف و روحانی، با توجه به تجربه ثبت نام هاشمی در انتخابات، اشتراک سبد آراء این دو کاندیدا ورق را به سود روحانی بر خواهد گرداند.

به نظر می‎رسد باز هم این منطق گفتمان انتخاب اصلح است که راهگشای شرایط پیش رو در انتخابات است. منطقی که مبنای انتخاب کاندیدا را ویژگی‎های فردی و گفتمانی اشخاص در نظر می‎گیرد و نه میزان رای‎آوری چرا که بر مبنای این منطق، بیشترین تطابق با معیارهای گفتمان انقلاب اسلامی، بیشترین آراء را نیز به خود جذب خواهد کرد، واقعیتی که شرایط کنونی انتخابات ریاست جمهوری باز هم آنرا به اثبات رسانده است.

تجربه انتخابات پیش رو برای بار دیگر ثابت کرد دوگانه صالح مقبول و اصلح نامقبول، یک دوگانه جعلی، انتزاعی و غیر واقعی است چرا که بار دیگر کاندیدای اصلح به دلیل خاستگاه گفتمانی اش دارای مقبولیت بالای مردمی نیز خواهد بود و این یک فرصت استثنایی برای دیگر نامزدها مانند ولایتی و قالیباف است تا با انصراف به نفع کاندیدای اصلح، منجر به پیروزی وی در دور نخست انتخابات شوند.