![]() |
این ره که شما می روید به ترکستان است هرگز نخواهیدتوانست وظایف و مسئولیتهائی راکه در قبال اسلام وانقلاب اسلامی بر دوش دارید به درستی به پایان ببرید. مهدی کروبی که روز گذشته با حضور در بیت مرحوم منتظری با واکنش تند دختر ایشان روبرو شده بود سابقه چندان خوبی در حمایت از آیت الله منتظری در گذشته ندارد |
![]() | نماز جمعه 29 خرداد 88 تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ |
ادامه مطلب ...
شیخ یوسف صانعی نوظهور دهه 80
دگردیسی و تناقضات فاحش تئوریک و نظری در هیأت و ماهیتی دینی و مذهبی بار گرانی است که اصحاب تفکر و تحلیل را دچار بهت و تعجب میکند. مطالعه مکتوبات و تواترات فقهی و نظری و نیز بررسی نقد و نظرات سیاسی صانعی طی چند دهه گذشته تاکنون نشاندهنده آن است که وی از رهگذر گفتمان اصلاحطلبی دچار قرائتهای پارادوکسیکال و به ظاهر نو در حوزه عمل و نظر سیاسی شده است. اکنون «صانعی دهه 60» با موضعگیریهای افراطی و رادیکال خود در آن زمان چنان حالت جمود و ارتدوکسی به خود گرفته است که در جبهه دیکتاتوران نوظهور و نوگرا به عنوان «رهبری معنوی» قلمداد میشود. باقی ماندن ابهام در مورد موضعگیریهای اخیر وی نه تنها دستمایه خوش خیالیهای عناصر اپوزیسیون و بیگانگان شده بلکه باعث از دست رفتن پایگاه اجتماعی وی شده است. در این یادداشت سعی شده است تا با واکاوی دیدگاهها و انگارههای دیروز و امروز صانعی عملکرد وی در ترازوی منطقی نقد عموم قرار گیرد:
سید محمد موسوی خوئینیها دروس طلبگی را در خردسالی در قزوین آغاز کرد. در سال ۱۳۴۰ راهی قم شد و شاگرد افرادی چون مصطفی اعتمادیان، جعفر سبحانی، حسینعلی منتظری، محمدباقر سلطانی طباطبایی و محمدتقی طباطبایی نشست.
پیش از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ برای حمله به لانه جاسوسی آمریکا، او به آنها اطمینان داد که امام خمینی با این اقدام مخالف نیست و در جریان گروگانگیری و اقامت دانشجویان در سفارت آمریکا واسطه آنان و امام خمینی و شخص محوری در تصمیمات آنان بود. به همین جهت به رهبر معنوی دانشجویان خط امام شهرت دارد. او همچنین نماینده امام خمینی در شورای سرپرستی صدا و سیما بود که پس از پیروزی بنی صدر در انتخابات ریاست جمهوری از این سمت استعفا داد و وارد مجلس شد. او در دوره اول مجلس نایب رئیس مجلس شد. سپس در سال ۱۳۶۴ از سوی امام خمینی به دادستانی کل کشور و عضویت در شورای عالی قضائی منصوب شد. در سال پایانی عمر امام خمینی نیز از سوی ایشان به عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی منصوب شد.
خوئینیها در دوران پس از امام (ره) برخلاف دهه اول جمهوری اسلامی پستهای چندان مهمی بر عهده نداشت. او در سال ۱۳۶۸ مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را تأسیس کرد که تعدادی از فعالان دانشجویی دوران انقلاب و اصلاحطلبان دهه بعد در آن فعالیت میکردند. در سال ۱۳۶۹ در حالی که نماینده دوره اول مجلس خبرگان بود به همراه تعداد زیادی از دیگر اعضای مجمع روحانیون مبارز برای نمایندگی در دوره دوم مجلس خبرگان رهبری رد صلاحیت شد. در سال ۱۳۷۰ برای شرکت در انتخابات مجلس چهارم تأیید صلاحیت شد ولی در اعتراض به رد صلاحیتهای گسترده از کاندیداتوری انصراف داد. فعالیت مهم او تأسیس روزنامه سلام بود که انتقادات همفکران خوئینیها نسبت به سیاستهای هاشمی رفسنجانی را منعکس میکرد. روزنامه سلام در سال ۱۳۷۸ توقیف شد. در سال ۱۳۸۴در پی استعفای مهدی کروبی مجمع روحانیون مبارز خوئینیها را به عنوان دبیر مجمع برگزید. فردی که از زمان تسخیر لانه جاسوسی در اول دهه 60 پرچم رهبری گروه موسوم به خط امامی ها را در دست داشت، در دهه 70 اولین چرخشها را در افکار این جریان صورت میدهد. روزنامه سلام تحت مدیریت او محمل اصلی این بازنگری در سیاست ها و دیدگاه های انقلابی جریان چپ است و به باور بسیاری از ناظران سیاسی دو عامل عمده در تغییر نگرش او نسبت به حکومت و سیاست مؤثر بودهاند. اول مناصب کلیدی که دهه 60 در اختیار او بوده و بعد از رحلت امام از دست میدهد و دوم ناکامی طرحهایی که او و همقطارانش برای تسخیر جایگاه رهبری پس از امام در سر میپروراندند.
اما اینها تمام ماجرای زندگی موسوی خویینیها نیست. نشریات فرانسوی «لوموند» و «پاری ماچ» و هفته نامه انگلیسی «اکونومیست» در سالهای 1985 و 1986 گزارشهای تأمل برانگیزی از پیشینه موسوی خوئینیها (دبیرکل مجمع روحانیون مبارز) منشر نمودهاند. بخشی از این گزارشها در سال 1381 در کتابی به نام "شنود اشباح" منتشر گردید که سریعاً با واکنش تند وزارت ارشاد دولت اصلاحات خاتمی مواجه شده و پس از جمعآوری نسخههای کتاب مذکور از بازار، هیچگاه مجوز انتشار مجدد برای این کتاب صادر نشد. بنابراین گزارش در فصل "پاتریس لومومبا" ی این کتاب آمده است: از نشریه فرانسوی «پاری مارچ» - 28/06/1985 این مرد اسرارآمیز حجت الاسلام محمد موسوی خوئینیها» ست. مدتها تمام دستگاههای پلیس جهان پس از واقعه خونین مسجد اعظم مکه که منجر به مرگ صدها نفر در فاصله سالهای ۱۹۸۰-1979 شد در جستجوی او بودند. او حتی بدون این که پلیس فرانسه متوجه شود، سفر کوتاهی به پاریس انجام داد و در پاییز سال 1983 سه روز در سفارت ایران در پاریس اقامت کرد و هنگامی که پلیس متوجه حضور او شد به «بروکسل» گریخت . اشخاص وارد به امور کرملین، معتقدند که او یار «کا.گ.ب» در ایران و دوست قدیمی «حیدر علی اف» عضو دفتر سیاسی شوروی است.(«علی اف» اجداد ایرانی دارد و در گذشته 17 سال رئیس پلیس مخفی آذربایجان بوده است). دوستی آنها از دهه 1960 در مجارستان شروع شد. در آن زمان «آندروپف» سفیر شوروی در مجارستان بود و خوئینیهای جوان در بوداپست دانشجو بود و قبل از «لیسانسه» شدن به آلمان شرقی رفت و بالاخره لیسانس خود را در دانشگاه "پاتریس لومومبای موسکو" گرفت. خوئینیها در گذشته در اردوگاههای یمن جنوبی و جنوب لبنان آموزش دیده، و بیقید و شرط «جورج حبش» را تحسین میکند. در دهه 1970 اکثر سرویسهای اطلاعاتی، خبر از رفت و آمدهای او به بغداد و الجزیره، ژنو، مسکو، طرابلس، و وین میدادند. وی با ژنرال «پناهیان« کمونیست قدیمی که در سالهای 1944 تا 45 رئیس ستاد ارتش خلق جمهوری مهاباد بود نیز ملاقات داشت. خوئینیها که از سال 1975 در آلمان شرقی مستقر شده بود، تعلیمات خود را از «مارکوس ولف» ژنرال آلمان شرقی و رئیس سرویسهای مخفی برلین شرقی دریافت میداشت.
"محمدحسین صفار هرندی" وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست مجمع جوامع اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور که تقریباً یک ماه پیش در دفتر این اتحادیه برگزار شده بود در سخنرانی خود در مورد موسوی خویینیها می گوید که: موسوی خوئینیها در یکی از کلاسهای درسش در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد عنوان میکند که ولایت مطلقه فقیه اساساً مسئله قابل قبولی نیست و نمیشود آن را پذیرفت. از وی سوال میشود که شما که جزو گروه محوری بودید که در زمان امام کسانی را که نسبت به مسأله ولایت فقیه تشکیک عملی کرده بودند به ضدیت با اسلام متهم کرده و گفتید که ضد انقلاب و طرفدار اسلام آمریکایی هستید پس چطور این حرف را میزنید؟ وی اضافه کرد: موسوی خوئینیها گفته بود که من زمان امام(ره) هم ولایت مطلقه را قبول نداشتم اما از آن جایی که امام جاذبه فوقالعادهای داشت و ما نیز از شاگردان ایشان بودیم رویمان نمیشد که جلوی امام مخالفت کنیم اما حالا که این شرایط نیست، من میگویم که از ابتدا هم این مسأله را قبول نداشتهام.
سید حسین خمینی کیست؟
سید مصطفی خمینی فرزند حضرت امام (ره) دو فرزند داشت که حاصل ازدواجش با دختر آیت الله شیخ مرتضی حائری فرزند آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم بود فرزند دختر،سیده مریم نام داشت که پزشک شد و چندی در امارات متحده عربی (دوبی) و اکنون در سوئیس زندگی میکند و فرزند پسر، سیدحسین خمینی است که طلبه و روحانی شد و در سالهای اول انقلاب اسلامی وارد عرصه سیاست شد.
آغاز انحرف درسیاست با حمایت از مجاهدین خلق
سید حسین خمینی هنگام انقلاب اسلامی درعنفوان جوانی قرار داشت و با سرنگونی رژیم مخلوع شاه از نجف به ایران بازگشت وی از همان ابتدا در طیف ابوالحسن بنیصدر و حامیان مجاهدین خلق قرار گرفت و حتی در مقابل چهرههایی نظیر علیاکبر هاشمیرفسنجانی، آیت الله صادق خلخالی و عبدالرحیم ربانیشیرازی موضعگیری نمود حمایت وی ازاین سازمان آنقدر شدت یافت که وی دراردیبهشتماه 1360 و در کوران تیره شدن روابط بنیصدر و مجاهدین خلق با امام(ره) و به طبع آن عزل بنیصدر، سید حسین طی یک سخنرانی درمشهد از بنیصدر حمایت نموده و به انتقاد از دکتر بهشتی و علی اکبر هاشمی رفسنجانی و توهین به محمد جواد باهنر پرداخت که هاشمی در کتاب خاطرات خود با عنوان عبور از بحران چنین می نویسد: «ساعت هفت صبح جلسه هیأت رئیسه داشتیم؛ در آن جلسه، سخنرانی پریروز حسین آقای خمینی در مشهد مطرح و به همه مطبوعات اطلاع داده شد که حرفهای او را ننویسند. ظهر، احمد آقای خمینی و آقای صانعی ناهار را مهمان من بودند ؛ در مورد حسین آقا و صحبتهای مشهد بحث شد؛ باید به هر نحو که شده سعی کنیم که محفوظ بماند؛ برخورد را صلاح ندانستیم و راه ارشاد را پیشنهاد کردیم ».
*برخورد قاطع حضرت امام با سید حسین
حضرت امام در نامه ای خطاب به سید حسین خمینی که متن آن درجلد14صحیفه نورآمده است با انتقاد شدید از وی، نوشته اند: «پسرم حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه میشود . من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کورانهای سیاسی وارد نشوند؛ من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی؛ من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی میکنم که در این بازیهای سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی؛ من به شما امر میکنم به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپرداز.»
ابهام درسالهای انزوای سید حسین
پس از نامه حضرت امام، سید حسین راهی قم شد زندگی سید حسین از آن پس در سکوت خبری گذشت که روایات متعددی از چگونگی زندگی او در سالهای انزوا شده است برخی براین باورند که این سالها حسین مشغول فراگیری علوم دینی بوده و اما برخی هم معتقدند که این انزوا او را به سوی اعتیاد به مواد مخدر و در نتیجه ناتوانی در کسب معارف سوق داد. نکته قابل ذکر دیگر اینکه پس از وفات مرحوم حاج احمد آقا، هدایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار، حرم و بیت امام به سید حسن فرزند سید احمد و نوه کوچکترامام سپرده شد این در حالی بود که سید حسین از لحاظ سنی از سید حسن بزرگتر بود.